اسحاق بن اسماعيل دهلوى
34
غاية الشفاء
نوبتهاى تپ بر نظام همىآيد در وقت نوبت و پيش از شش ساعت غذا نشايد داد تا تپناك گساريده نشود و اگر وقت انحطاط يا وقت گساريدن تپ وقت عادت غذا خوردن بيمار باشد بسيار نيك باشد و اگر از حمى مطبقه باشد اندر آنوقت كه كمتر باشد تدبير غذا نشايد كرد و اگر تپ كردن و نوبتهاى او بىنظام باشد غذا بوقت عادت بايد داد و آنچه تعلق بفصل و سال دارد آنست كه اگر موسم فصل تابستان است غذا پيش از ان خورد كه روز گرم شود و رغبت طبيعت بيمار به غذا اول روز كه هنگام گرما نشده باشد غنيمت بايد دانست از بهر آنكه حرارت غريزى آن وقت قوىتر باشد بفصل سرما آنچه طبع آن را بهتر قبول كند بايد خورد و اگر وقت ديگر خواهد بايد كوشيد تا بدين باز آيد و اگر فصل زمستان باشد بوقت نيمروز دهند كه حرارت غريزى در زمستان آنوقت قوىتر شود و در فصل تابستان غذا بتفاريق بايد داد در اكثر اوقات و گوهر غذا سبكتر و لطيفتر بايد و اندر زمستان كه مسام بسته شود بيكبار خوردن قدر كه طبيعت بهضم آن وفا تواند كرد فصل خريف بدترين فصولها است تدبير نگاهداشتن قوت و پزانيدن برفق بايد كرد و تدبير معتدل و بتفاريق بايد فصل بهار اگرچه فصل معتدلايست اما از بهر آنكه اندرين فصل اخلاط در تن بجنبد و بگدازد و زيادت شود غذا اندكتر و ديرتر از ان بايد كه در زمستان خورد تا امتلا مدد نيابد و آنچه تعلق بسالها عمر دارد آنست بنگرند اگر بيمار كودك است غذا باز نگيرند جهت آنكه حرارت غريزى در كودك فزونتر بود كه هاضمه را يارى دهد و گوهر اندامهاى او تر و نازك باشد از غذا بازداشتن تحليل پيشتر پذيرد موجب ضعف قوى گردد و اگر بيمار پيرمرد باشد هم از غذا باز نشايد داشت اگرچه پيران بر نايافتن غذا صبر بهتر از كودكان توانند كرد و از نايافتن غذا به پيران آنچنان مضرت نرسد كه بكودكان و غذا بسيار هم نشايد داد از بهر آنكه حرارت اندك و ضعيف بود و بيكبار هم نشايد از بهر آنكه حرارت را فرو گيرد و بميراند چنانكه هيزم بسيار آتش اندك را فرو مىراند